:: موج نو :: | مباد که سرگیلان از تن جدا شود | *سروش‌اکبرزاده
امروز برابر است با
qporsesh.com
sheg.ir
sheg.ir
sheg.ir
  • تاریخ انتشار خبر : شنبه 6 سپتامبر 2014 | کد خبر : 118
  • پاسخ به ادعای استاندار اردبیل و استمداد از استاندار محترم گیلان؛

    مباد که سرگیلان از تن جدا شود | *سروش‌اکبرزاده

    سروش اکبرزاده

    در هفته های اخیر استاندار اردبیل مسئله ی عجیبی را مطرح کرده و گفته بود : "چون استان اردبیل به دریا و بندر راه ندارد، پس باید شهرستان آستارا به استان اردبیل ملحق شود"! انگار تمامی استانهای ایران به دریا و بندر راه دارند و فقط مانده است که استان اردبیل هم دارای این مزیت شده و بدین وسیله تمامی مشکلات استان حل شود.

    Akbarzadeh Sorooshبرای اینکه اذهان عمومی نسبت به این مسئله روشن شود، لازم است اندکی از پیشینه تاریخی شهرستان آستارا و پیوستگی آن با استان گیلان در طول تاریخ بیان گردد.

    باید دانست که قبل از تقسیمات کشوری که در اوایل قرن کنونی از طرف دولتهای پهلوی اول در مورد استانهای کشور صورت گرفته و آستارا جزء استان یکم ( گیلان ) قرار گرفته، در متون تاریخی و جغرافیایی از قرون گذشته ، آستارا جزیی از محدوده ی گیلان نام برده شده است. چنانچه در قدیمی ترین متن جغرافیایی ایران یعنی کتاب ” حدود العالم من المشرق الی المغرب ” که درسال 372 هجری قمری تالیف شده، آستارا که به شکل ” استر آب” ضبط گردیده، جزء نواحی گیلان معرفی شده است.

    هم چنین در کتابهای تاریخ گیلان تالیف عبدالفتاح فومنی و ظهیرالدین مرعشی و علی لاهیجی و کتابهای تاریخ دوره صفویه، نام ” آستارا” به عنوان یکی از شهرهای گیلان آمده است .

    سامان آستارا در گذرگاه تاریخ حوادث بیشماری از سر گذرانده است. در سال 706هجری قمری، مغول ها از راه آستارا به گیلان یورش آوردند. در دوره ی فرمانروایی امیرنشین های محلی گیلان، پیش از برآمدن شاه عباس صفوی، آستارا بارها درکشاکش فرمانروایان بومی گیلان و آذربایجان مورد تاخت و تاز قرارگرفت و بین آنها دست به دست شد. از جمله در میانه سده نهم هجری قمری سلطان محمد کیا فرمانروای بیه پیش (لاهیجان) آستارا را به چنگ آورد. با روی کارآمدن صفویان، آستارا به عنوان دروازه ی ورود به گیلان و نبرد با فرمانروایان بومی گیلان، مورد توجه پادشاهان صفوی ازجمله شاه عباس اول قرار گرفت. شاه اسماعیل اول، پادشاه صفوی به هنگام فرمانبری خان احمدخان از دربار صفوی، آستارا و دیگر نواحی شمالی ایران را به سلطان کیایی لاهیجان واگذار کرد. اما شاه طهماسب دیگر پادشاه صفوی درسال 947 ه. ق سپاهی به فرماندهی معصوم بیک صفوی را با هدف چیرگی بر گیلان از راه آستارا به بیه پیش فرستاد. معصوم بیک پس از به چنگ درآوردن آستارا و گسکر به پیش روی های خود درخاک گیلان ادامه داد. از این زمان تاپایان دهه نخست قرن یازدهم هجری که گیلان به طورکامل به زیر فرمان دولت صفوی درآمد، آستارا پی درپی هدف یورشهای سربازان قزلباش قرار گرفت .

    51-595-1-PBتاخت و تازهای سربازان قزلباش که با کشتار، غارت و خشونت بی اندازه همراه بود، بارها آستارا را به شورش برضد صفویان و گماشتگان و سپاهیان آنان وا داشت. مهمترین این شورشها، شورش امیره حمزه خان تالش فرمانروای آستارا بود. شاه عباس ذوالفقارخان قرامانلو حکمران اردبیل را برای سرکوبی امیره حمزه با سپاهی از قزلباشان به آستارا فرستاد. قزلباشان پس از ماهها نبرد با شکست دادن امیره حمزه خان تالش و تبعید وی به شروان بار دیگر برآستارا چیره گشتند، شاه عباس پس از این رویداد، آستارا را نخست به حسین خان شاملو و سپس به ذوالفقارخان قرامانلو واگذار کرد. درسال 1014 ه. ق شاه عباس آستارا را که به عنوان تیول در دست ذوالفقارخان بود، از وی ستاند و به بهزاد بیگ گماشته خود در گیلان داد. بهزاد بیگ نیز از سوی خود جمشید بیگ را به فرمانروایی آستارا گماشت. ازاین پس درآمد ناحیه آستارا به طور مستقیم وارد خزانه شاهی گردید .

    بافروپاشی دولت صفوی درسال1135 ه. ق ، به فرمان پترکبیر فرمانروای روسیه، سربازان روس به فرماندهی شیپوف بر آستارا و سایر نواحی گیلان دست یافتند. اهالی آستارا در طول ده سالی که گیلان در چنگ روسها قرار داشت، به پیکار و مقاومت در برابر روسها برخاستند. مهمترین این پیکارها در سال 1137 ه. ق به هنگامی روی داد که ژنرال ماتیوشکین از فرماندهان ارتش روسیه برای درهم شکستن پایداری مردم آستارا و دیگر نقاط گیلان از باکو راهی رشت شد. حکمران آستارا دراین زمان برای جلوگیری از ورود نیروهای تازه نفس روسی به خاک گیلان، بیست هزار جنگاور آستارایی و گسکری را گرد آورد وبه پیکار با روسها برخاست،. ماتیوشکین سرانجام پس از نبردی سخت و خونین، پایداری آستارایی ها را درهم شکست و سربازان خود را به سوی رشت به حرکت درآورد .

    در دوره سلطنت فتحعلی شاه قاجار، در طول دوره های اول و دوم جنگهای جهانی ایران و روسیه، آستارا میدان تاخت و تاز های سربازان روس قرار گرفت و سرانجام با بستن عهدنامه ترکمان چای رودخانه آستاراچای به عنوان خط مرزی، آستارای ایران را به دوبخش آستارای ایران و آستارای روسیه تقسیم و ازهم جدا کرد و ازآن پس شهرآستارا به سبب موقعیت مرزی و نظامی- درکنار موقعیت تجاری و گذرگاهی‌اش – اهمیت فزونتری پیدا کرد.

    درتمامی دوره ی سلسله قاجاریه، شهر آستارا به عنوان پل ارتباطی ایران و روسیه و قفقاز مورد توجه بازرگانان، سیاحان و کارگران قرار داشت و همین امر موجب رونق و گسترش این شهر در دوره ی قاجار شد .

    18380-01با اهمیت یافتن آستارا به عنوان یک شهرمرزی، تجاری و صیادی در دوره ی قاجار، جاده ی انزلی –کپورچال –آستارا درطول سالهای 1317 تا 1320 ه . ق و در زمان حکمرانی محمد ولی خان تنکابنی در گیلان، مرمت و بازسازی شد. بنابر گزارش رابینو، کنسول انگلیس در رشت، آستارا در واپسین سالهای دوره ی قاجار دارای اداره ی تلگراف بود و خط تلگراف تهران- رشت به وسیله خطوط اصلی به آستارا متصل میشد. موقعیت ویژه ی شهر آستارا در دوره ی قاجار سبب شد تاساکنان آن زودتر به رشدفکری و اجتماعی دست یافته و در ردیف نخستین ایرانیانی قرار گیرند که با فرهنگ و تمدن جدید اروپا و تحولات سیاسی و اجتماعی سده نوزدهم در قفقاز و روسیه آشنا شوند، به گونه ای که همزمان با گشایش دارالفنون درپایتخت، درآستارا مدرسه ی نوین ملی صادقیه افتتاح شد. این رشد فرهنگی درسالهای بعد و تاکنون ادامه داشته، به طوری که آستارا از جمله شهرهای ایران است که باسوادی درآن از درصد بسیار بالایی برخوردار می باشد.

    باپیش آمد انقلاب مشروطه، اهالی آستارا رشدسیاسی و اجتماعی خود را به نمایش گذاشتند وهمگام با مردم سایرنقاط گیلان درآن خیزش ترقی خواهانه فعالانه شرکت جستند.

    درآستانه ی جنگ جهانی اول، روسها که به نقاط شمالی ایران لشکر کشیده بودند، در خاک آستارا نیز نیرو پیاده کردند و برآن دست یافتند. در پایان جنگ نیز با رخداد انقلاب 1917میلادی روسیه و به دنبال آن بسته شدن مرزهای دوکشور ایران و دولت نوپدید شوروی، آستارا موقعیت و اعتبار پیشین خود را به عنوان یک شهرتجاری از دست داد و از رشد ورونق بازماند .

    اما با فروپاشی دولت اتحادجماهیرشوروی درسالهای پایانی قرن بیستم و بازشدن خطوط مرزی ایران و جمهوری آذربایجان، آستارا دوباره به عنوان یک شهرتجاری و بازرگانی چهره ی گذشته خود را بازیافت و امروزه بازارچه های مرزی آن ازمراکز مهم خرید و فروش کالا در نوارهای مرزی ایران به شمار می روند. آستارا از آنجا که شهرستان مرزی است، دارای اداره گمرک می باشد وبرخی کالاها مانند انواع آهن آلات و تخته ازطریق این گمرک  وارد کشور می شود.

    همچنین آستارا ازآنجا که بین راه ارتباطی گیلان- اردبیل و ایران –جمهوری آذربایجان واقع شده، از نظر رفت و آمد مسافر و رونق صنعت گردشگری از جایگاه ویژه ای برخوردار است.

    ottoman_11_4بنابراین با بیان تاریخچه ای مختصر از آستارا و وابستگی و پیوستگی آن با استان گیلان در طول سده های گذشته، این نکته بخوبی معلوم می شود که این شهر با آن پیشینه تاریخی هیچگونه پیوندی با شهر اردبیل که درسالهای اخیر به استان تبدیل شده و درطول تاریخ بارها به آستارا یورش برده، ندارد و همواره جزیی از استان سرسبز گیلان بشمار رفته است .

    اگر استادار اردبیل بخاطر زبان آذری برخی از مردم آستارا خیال می کند که می تواند وجه مشترکی بین اردبیل و آستارا پیدا نموده و از این طریق آستارا را به استان اردبیل الحاق نماید، به دلیلی سست و غیرعلمی توسل جسته است، چرا که منشاء اصلی جمعیت آستارا، با قوم طالش است و زبان آذری زبان اقلیتی از مردم مهاجر آذربایجان است و اکثریت جمعیت آستارا با مردم طالش است، و اگر خدای ناکرده این طرح غیرعملی و غیرکارشناسی استاندار اردبیل صورت تحقق بخود گیرد، بی گمان با اعتراض توده وسیع مردم طالش روبرو خواهد گشت.

    درخصوص آذری زبانهای شهرستان آستارا نیزاین نکته قابل ذکراست که آنان و همه آذری زبانهایی که در جای جای استان گیلان زندگی می کنند سالیان متمادی است که نسل اندر نسل دراین استان خوش و آب و هوا و فرهنگی زیست می کنند. بگونه ای که گیلان آنان را بخشی جدا نشدنی ازخود تلقی می کند و اگربه هریک از شهرهای استان گیلان توجه شود خواهیم دید که آذری زبانها نقشی اساسی در آنها منجمله مرکزاستان ایفا کرده اند بگونه ای که در دوره های مختلف درانتخاباتهای مجلس شورای اسلامی و شورای شهر همواره نماینده یا نمایندگانی از ایشان دراین جایگاهها حضور داشته اند.

    باید به استاندار محترم اردبیل گوشزد نمود که با این ادعای تبلیغاتی نمی توان میان گیلانیانی که با زبانها و لهجه های مختلف سالیان دراز است که با هم زندگی میکنند و به هم و در کنارهم بودن خو گرفته اند، تفرقه ایجاد کرد.

    آستارا اگر بندری است که استاندار اردبیل (البته حساب ایشان از مردم فهیم اردبیل جداست) برای دستیابی به خزر به آن چشم دوخته تا از طریق این ادعا برای خود محبوبیتی کسب کند همچنین باید دانست تنها خط مرزی خاکی گیلان با کشورهای آسیای میانه است و همچنان که در طول تاریخ پر فراز ونشیب خود علیرغم هجمه های مختلف جزئی ازگیلان بوده است هموراه نیز جز گیلان خواهد ماند.

    به استاندار محترم استان اردبیل توصیه می شود بجای کسب محبوبیت ازطریق ادعاهائی چنین غیر مستند برای بهبود معاش و معاد مردم اردبیل با توجه به اختیاراتی که هم اکنون دارند تلاش کنند که محبوبیت واقعی تنها ازاین طریق حاصل می آید.

    از نهادهای سیاسی و امنیتی کشور واستان خاصه استاندار محترم گیلان جناب آقای دکتر نجفی که بی ادعا به رتق و فتق امور گیلان همت ورزیده اند نیز تقاضا می شود به افرادی که در هرجایگاه و مقام بدون بررسی کارشناسانه و فهم نتایج و پیامدهای ادعاهای خود سخن می گویند، تذکرات لازم دراین خصوص بیان دارند .

    در خاتمه اگر به نقشه ی گیلان نگاهی موشکافانه بیندازیم، در می یابیم که آستارا در بالای نقشه و به صورت راس گیلان جلوه می نماید و” مباد که این سر از تن جدا گردد ” که جرمی نابخشودنی درپیشگاه تاریخ تلقی خواهد گردید.

    *دبیر مجمع فرهنگیان استان گیلان و رییس اولین دوره شورای اسلامی شهر رشت

  • برچسب ها : , , , , , ,
  • 
    آخرین اخبار